تبليغاتX
فارسی زبانان شهر لووف اوکراین

فارسی زبانان شهر لووف اوکراین

اجتماعی و فرهنگی

خیابان ارامنه در لویو : دیروز و امروز

خیابان ارامنه – یکی از آرامترین خیابانهای شهر لویو بشمار می رود. اینجا هیچکس عجله نمی کند. امروز باورکردنی نیست که بگوییم که سابقا ۲۰ درصد جمعیت شهر لویو در این خیابان زندگی می کردند.

این خیابان دارای کلیسایی با حیاط بزرگ و برج ناقوس، رستوران ، کتابفروشی و  گالری هنری و.... می باشد .

 ارمنیان در قرن۱۳  اینجا مقیم شده بودند. محله قرون وسطی ارمنی کوچکتر از خیابان امروزی بود و به  شکل یکپارچه  ساخته شده بود. این محله از یک طرف بن بست  و از طرف دیگر دروازه  داشت. این دروازه هنگام روز باز بود، اما با تاریک شدن هوا دروازه بسته می شد و پاسبانان تا  طلوع خورشید  نگهبانی می دادند .

ارامنه بصورت طایفه ای و قومی زندگی می کردند و دارای  شورای نمایندگان، کلیسا، مدرسه، حتی چاپخانه مخصوص به خود بودند . شهر لویو در این مدت  مرکز تجارت کالاهای شرقی در کشور لهستان بود. تجار ارمنی کالاهای خود را اکثراً از ایران ترکیه، لبنان، مصر، گرجستان وارد می کردند. 

 گرانترین کالاهای شرقی ادویه و نمک چینی (یعنی شکر) بود. یک کیلو فلفل سیاه گرانتر از یک کیلو طلا بود.

اولین بانک در شهر لویو تحت عنوان کوه پارسائی توسط یک ارمنی تاسیس گردید .

 

نوشته

ویکتور بلی

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 16:25  توسط ماشا و آکسانا  | 

یادگار عمر خیام

روز ۱۸ مه زادروز حکیم غیاث‌الدین ابوالفتح عُمَر بن ابراهیم خیام نیشابوری شاعر و دانشمند ایرانی است. وی در متون فارسی و عربی با القاب "حکیم، امام، حجت الحق، خواجه، شیخ، دستور، فیلسوف، سید حکماء المشرق و المغرب" مشهور بوده است. خیام هم تقویم غیر دقیق را اصلاح کرد و تا حالا مردم  از تقویم جلالی استفاده می کنند. اما بزرگترین شهرت از آثار ادبی خود یافت.

امروز می توانیم در هر گوشه جهان شعرهای وی هم بزبان های اروپایی بخوانیم .


از بودنی ای دوست چه داری تیمار

و ز فکرت بیهوده دل و جان افکار

خـُرَّم بـِزی و جهان بشادی گذران

تدبیر نه با تو کرده اند اوّل کار


Чого життя тебе печалить, друже,


Думками марними терзає душу?

Не радились з тобою, як створити,

Тому, яким вже є, втішайся світом.



آن کس که بخوبان لب خندان دادست
خون جگری به دردمندان دادست
گر قسمت ما نداد شادی غم نیست
شادیم که غم هزار چندان دادست


* * *
Той, хто людей веселих стрівши, собі всміхається до них,
Сміється, серцем покрививши, бо серце хилить до сумних.
Хоч доля не послала щастя, засмучуватися не час,
Нас тішать тисячі нещасних, іще нещасніших за нас

* * *

هر چند که رنگ و روی زیباست مرا
چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا
معلوم نشد که در طربخانهً خاک
نقاش ازل بهر چه آراست مرا؟

* * *
Зважаючи на те, що я такий красивий,
Вродливий, як тюльпан, стрункий, мов кипарис,
Ніяк не доберу: в кав’ярні нечестивій
Навіщо, о Творець, мені тих чудних рис?

نوشته                         و           ترجمه شعر های خیام

                 

شمال غربی                و              لیدییا

http://persian.our-science.org.ua

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 2:49  توسط ماشا و آکسانا  | 

جشنواره ها در اوکرایینا. بخش 1

جشنواره در دهِ کوسماچ

 

 

طبق حساب حکومت محلی پنجاه هزار نفر در ده کوسماچ (که درولایت ایوانو- فرانکیوسک است)  جمع شد. در آنجا هر عنصراز لوازمات زندگی اوکرائین بود که می توانید تصور کنید: عرق کوزاک، آش ذرت، آهنگها و رقصها و موسیقی ملی.

 

 روز نخستین ماه مه در کـُهستان کارپات جشنواره نژادی اول سراسری اوکرائین آغاز شد. عملی کردن این جشنواره در معرض خطر به هم زدن قرار شد مادامی که هیچکس برای این تدبیر مساعدت مالی نداده بود، هر چیز در نتیجه کوشش دانشجویان و طرفداران جدی حاضر شد.

 

دمـِترو پوژوجوک، رئیس شورای ده کاسماچ، جهد کرد تا این عید جشنواره در ده خودش روی دهد. دمـِترو می گوید: "خواهش داشتم تا جشنواره هنری سراسری اوکرائین در کوسماچ بعمل آید. برای آنکه کوسماچ بزرگترین ده اروپا است و این روستا دارای شکل آفتاب و پرتوهای آن است. در هر خانه کوسماچی چلیکسازان، گلدوزان، نجاران، حکاکان زندگی می کنند. علاوه بر این در زمین کوسماچ اخلاف رهبر معروف جنبش آزادیبخش کشور ما –  اولـِکسا دوبوش    سکونت دارد".

 

نقصان پول مانع اجرای آرزوی دمـِترو نشد. در طول مرکز کوسماچ استادکاران ماهری که از هر انگشتشان هنر می بارد فراورده های  خود را به نمایش گذاشتند، از این جمله تخمهای نقاشی کشیده،  نی های لبک، پیراهنهای گلدوزی شده و غیره. از صحنه نسبتاً کوچک شعرهای مدرن سخنرانی کردند، سپس گروه های موسیقی سنتی آواز می خواندند.

 

هر تماشاگر و هر شرکتکننده خوشحال و خشنود شد. در سال آینده  این جشنواره در محل دیگر واقع  خواهد شد. امیدواریم، سازماندهندگان نواقص بر گذاری امسال به حصاب آورند، منجمله قیمت بالا و کمبود جاهای مسکن برای سیاحان.

 

نوشته

 

ویکتور بِلِی

دانشجوی سال پنجم

دفتر زبان فارسی

دانشگاه ملی لویو به نام ایون فرنکو

e-mail: beleyvictor@rambler.ru

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 11:4  توسط ماشا و آکسانا  | 

روز ملی بزرگداشت فردوسی ، شاعر بزرگ ایرانی مبارک باد

روز ملی بزرگداشت فردوسی برابر با بیست و پنجم اردیبهشت ماه

 

فردوسی بزرگ، با سرودن داستان های ملی و تاریخ باستانی سرشار از عظمت و غرور و فر و شکوه، افتخارهای فراموش شده ی روزگاران سرافرازی را به یاد ایرانیان آورد و روح آزادگی و بزرگواری را در آنان دمید و عشق به ایران و خشم و بیزاری از دشمنان ایران را در دل های آن ها برانگیخت.

وی بی هیچ تردید بزرگ ترین شاعر ایران و شاهنامه ی او ارزنده ترین شاهکار جاودانه ی زبان، اندیشه و فرهنگ ایرانی است و بسیاری از پژوهشگران آن را بزرگ ترین حماسه ی جهان خوانده اند.

استاد توس با آگاهی و دانش بی­کران خود از زبان پارسی، پایه های زبان را استواری بخشیده و راه گویندگان پس از خود را هموار ساخته است.

شاهنامه پشتوانه ی زبان ماست و با حفظ زبان، فرهنگ، آداب و رسوم و سنت ها، داستان ها و تاریخ ملی موجب همبستگی و پیوستگی ملی ایرانیان است.

شاهنامه نمادی از ایستادگی و جاودانگی ملت بزرگ ایران است.

فردوسی، نام و یاد قهرمانان بزرگ ایران زمین را ماندگار کرده، اما در این میان بزرگ ترین قهرمان، خود او و با شکوه ترین حماسه، کار و زندگی اوست.


بـناهای آبـاد گـردد خـراب
ز بـاران و از تـابش آفـتـاب

پی افکندم از نظم کاخی بلند
که از باد و باران نیابد گزند

برین نامه بر عمرها بگذرد
بخواند هر آن کس که دارد خرد

بسی رنج بردم بدین سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی

جهان کرده ام ازسخن چون بهشت
از این بیش تخم سخن کس نکشت

چو این نامور نامه آمد به بن
ز من روی گیتی شود پر سُخُن

نمیرم از این پس که من زنده ام
که تـخم سـخن را پراکنـده ام

هرآن کس که دارد هـُش و رای و دین
پس از مرگ، بر من کند آفرین

*******

«عصری با شاهنامه» در دانشگاه تهران

نشست یک روزه ی «عصری با شاهنامه» در تالار ابن سینای دانشگاه علوم پزشکی تهران برگزار خواهد شد.

در این نشست دکتر جلال خالقی مطلق و دکتر علیقلی محمودی بختیاری به سخنرانی درباره ی فردوسی و شاهنامه خواهند پرداخت و همچنین شاهنامه خوانی و نمایش فیلم مستند «درخت پارسیک» به کارگردانی حسن نقاشی از دیگر برنامه های این نشست است.

دکتر مجید ساسانی دبیر این نشست، درباره هدف از برگزاری این همایش چنین گفت: "بدون شک شاهنامه، نامه ی فرهنگ ایران و مهم ترین سند هویتی ایرانیان است و به همین سبب تلاش برای شناختن و شناساندن و گسترش بهره گیری از آن از وظیفه های همه ی ایرانیان و همه ی دوستداران فرهنگ شگرف ایران است. نشست یک روزه ی عصری با شاهنامه با همین انگیزه و با پشتیبانی گردانندگی فرهنگی و فرابرنامه ی دانشگاه علوم پزشکی تهران و همکاری انجمن ادبی آرش برگزار خواهد شد."

بایسته یادآوری است که این نشست در چهارشنبه 26 اردیبهشت ماه، از ساعت 14 تا 17 برگزار خواهد شد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 17:8  توسط ماشا و آکسانا  | 

برندگان المپیاد زبان فارسی در اوکراین

برندگان المپیاد زبان و ادبیات فارسی در اوکراین

 

دانشجویان زبان و ادبیات فارسی دانشگاههای اوکراین در یک رقابت فشرده در المپیاد زبان فارسی در شهر کی یف شرکت نمودند . اسامی و مشخصات برندگان این المپیاد به شرح زیر می باشد:

 

سال دوم

1- گانا زگوت                               خارکف

2- تانیا پلویان                               ای نیاز

۳- کاپتکا واسیلینا                         لووف

۳- الینا سویستون                           ای نیاز

 

سال سوم

1- آکسانا دیدیک                                  خارکف

2- زینب مامتوا                             سیمفروپل

3- آکسانا کنی                               لووف

 

سال چهارم

1- النا بودرایا                               سیمفروپل

2- مارینا یاتسکیو                          لووف

3- دمتریچنکو                              سیمفروپل

3- خانم کاترینا پکوپایوا                  سیمفروپل

3- اقای الگ شاوشا                        شفچنکو

3- خانم الگا ساریچوا                      شفچنکو

 

سال پنجم

1- ویکتوریا  دئنو                          سیمفروپل

2- اناستازیا زواریچ                       سیمفروپل

3- سوتلانا زمورا                          سیمفروپل

 

 

 

 

یرندگان آزاد

1- اکسانا رودنکو                          شفچنکو

2- ولادیمیر کارنا ویشنکو                وکالت

3- ایوان سگدا                              شفچنکو

 

 

موفقیت این عزیزان را برای آنان تبریک میگوییم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 13:16  توسط ماشا و آکسانا  | 

شهر لویو

     لویو (Львів)  شهری قدیمی است اما مدت ها قبل از تأسیس آن شهر مرکزی شهرهای

هالِچ (Галич ) و زِوِنِهورود (Звенигород) ساخته شده بودند.

 مؤسس ِ شهر لویو (1250-1256 م.) شاه دانِلو هالِتسکی (Данило Галицький)، فرزندِ رومان (Роман)، بود.

پسر او، لِو ( Лев یعنی "شیرنر")  لویو ("شهر شیر نر") را اداره می کرد.  قلعه لویو محافظی شد برای لویو تا آن ار خطر مغولان و سایر دشمنان در امان بماند.  علاوه بر آن، لویو مرکز تجارتی و فرهنگی هم شد و در راهی واقع شد که اروپای باختری و اروپای خاوری به یکدیگر متصل شدند.

تا سال 1340 م. لویو در  ملکیت شاهانی بود که فرزندانِ رومان بودند.

پس از آن دوره، به ترتیب کشورهای لیتوانی، لهستان، مجارستان، اتریش، اتحاد جماهیر شوروی  لویو را تخت تصرف خود در آوردند.

امروز شهر ما مرکز بخش غربی اوکرایین است و از سال 1991 م. مهمترین شهر استانِ لویو

(Львівська область)  شده است. طی قرن ها، چهره، ملیت ها، شغل ها و فرهنگ ساکنین این شهر دستخوش تغییرات بسیاری شد.

 

نوشته

omid

نادییا وشنوسکا            و   امید فرهنگ

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 16:30  توسط ماشا و آکسانا  | 

ترجمه اشعار رودکی به زبان اوکراینی توسط خانم لیدا دزیوپینا یکی از دانشجویان زبان فارسی در شهر لووف

 لیدا

 

ترجمه اشعار رودکی به زبان اوکراینی توسط خانم لیدا دزیوپینا  یکی از دانشجویان زبان فارسی در شهرلویو

 

 

(Переклала на українську Лідія Дзюпіна)

 

 

Рудакі Самарканді

 

 

* * *

آمد بر من. که؟ یار. کی؟ وقت سحر.

ترسیده. ز که؟ ز خصم. خصمش که؟ پدر.

دادمش. چه؟ بوسه. بر کجا؟ بر لب تر.

لب بود؟ نه. چه بود؟ عقیق. چون بُد؟ چو شکٌر.

 

 

* * *

Вона прийшла до мене. Хто? Кохана.

Коли? Як тільки почало світати.

Боялася. Кого? Свого тирана.

А хто їй за тирана? Рідний тато.

Віддав їй. Що? Цілунок полум’яний.

Куди, цікаво? У вуста вологі.

У губи? Ні. Куди ж? В рубін багряний.

Який же він? Як цукор був, їй Богу!

 

 

مادر ِ مـِی

 

مادر ِ مـِی را بـکـرد بـاید قـربـان
بـچـٌه ای اورا گرفت و کرد به زندان
بـچـه ای اورا ازو گــرفـت نـدانـی
تاش نکوبی نخســت و، زو نکـَشــی جان
جز که نباشــــــــد حلال دور نکردن
بـچه ای کوچک ز شیر ِ مادر و پـستان
تا نخورد شـــــــیر هفت مه به تمامی
از ســــر ِ اردیبهشـــت تا بن آبان
آنگه شــــاید ز روی ِ دین و ره داد
بچه به زندان ِ تنگ و مـادر قـربـان
چون بســـپاری به حـَبس بچه ای اورا
هفت شــباروز خـیره مانَد و حــیران
بـاز چـو آیـد به هوش و حـال ببیند
جوش بر آرد، بنالد از دِل ســــوزان
گاه زبر ِ زیر گردد از غم و، گه باز
زیر زبر، همچنان ز اندُه جوشـــــان
زرِّ بر آتـش کـجـا بــخواهی پـالـود
جوشـــد، لیکن ز غم نجوشــــد چندان
باز که کاردار ِ اُشــتری که بُوَد مسـت
کفک بر آرد ز خشــم و، رانَد سـلطان
مرد ِ حَـرَس کـفـک هاش پـاک بـگـیـرد
تا بشـُود تیرگیش و، گردد رخشــــان
آخـر کارام گـیـرد و، نـچـَخـد تـیز
درش کند اســـــــتوار مرد ِ نگهبان
چون بنشــــــیند تمام و، صافی گردد
گونه ای یاقوتِ ســـرخ گیرد و مرجان
چند ازو ســـــــرخ چون عقیق یمانی
چند ازو لعل چون نگین ِ بدخشـــــان
وَرش ببویی، گمان بری که گل ِ ســـرخ
بوی بدو داد و، مشــک و عنبر با بان
هـم که خُـم انـدر همی گذارد چونـیـن
تا به گهِ نو بهار و نیمه ای نیســان
آنگه اگر نیم شـــب درش بگشــــایی
چشــــمه ای خورشید را ببینی تابان
ور به بـلور انـدرون بـیـنی، گویـی
گوهر ِ سـرخ است به کفّ ِ موسی ِ عمران
زُفت شــود رادمرد و، سُســـــت دلاور
گر بچشــد زوی و، روی زرد گلســتان
وانک به شــــادی یکی قرح بخورد زوی
رنج نبیند از آن فــراز و نه اَحزان

 

 


Матуся винця

 

Поклади на кривавий жертовник матусю винця.
Відбери малолітнє дитя, кинь за ґрати його.
Лиш його просто так не візьмеш. Не дозволить оця...
Спершу витруси душу з матусі міцним батогом.
Тільки знай, що не можна завчасно забрати маля
Від мамуні його, від гарячих грудей з молоком.
Годувати сім місяців треба грудьми немовля -
З квітня до листопада. Ретельно. Ковток за ковтком.
Згідно правил церковних і світських законів, тоді
На жертовник - матусю, у карцер тісний -  дитинча.
Сперш, як тільки-но вдасться маля ув'язнити тобі,
Аж сім діб просидить із розгубленим блиском в очах.
Коли ж прийде до тями і раптом безвихідь збагне,
Закипить від розпуки, застогне від серця в вогні,
І до долу згори буде кидати тіло своє,
І нагору з землі підніматись в неволі сумній.
Знаєш, золото, в полум'ї плавлячись, також кипить,
Тільки зовсім не так, як дитятко за муром стіни,
Що, неначе верблюд, як його дуже хтось розізлить,
Назбирає у гніві весь писок по вінця піни.
Поки пан не підішле слугу, щоб слину ту прибрав,
Доти буде воно каламутне, а далі, по тім,
Проясніє, шипіти не стане, як злісний удав,
І тоді дядько-сторож замкне міцно знов його дім.
А коли воно зовсім осяде, то стане як скло,
Як червоний багряний коштовний блискучий рубін,
Наче Єменський камінь, що краще його не було,
Наче із Бадахшанського краю камінчик один.
А понюхавши, певне відчуєш троянд аромат,
Бо і амбра, і мускус йому ті принади дали,
Адже варто лише їх змішати докупи на лад
І залишити так, щоб до квітня разом побули.
Отоді, коли в північ відчиниш ти браму тюрми,
То побачиш як сонячне сяйво ізвідтам струмить.
І, уздрівши кришталь, ти промовиш: "Лихий побери!
Як рубін у долонях Мойсея з Емрану блищить!"
І від нього незграбний зграбніший, слабкий - відчайдух,
Жовте в'яле обличчя здоровий рум'янець бере,
Той, хто чашу одну перехилить, зміцнить собі дух,
І в блаженстві оцьому забуде про горе старе.

 

 از http://persian.our-science.org.ua

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 13:57  توسط ماشا و آکسانا  | 

عکس ها

daneshjuyan

ملاقات دانشجویان زبان فارسی شهر لووف با مسئول فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران
 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 0:30  توسط ماشا و آکسانا  | 

دانشجویان دانشگاه ملی لویو ایوان فرانکو (زبان فارسی)

نادییا تومکیو

 

 

نادییا تومکیو

1986/4/12 (1365/1/23 هـ.ش. ) متولد

ساکن شهر لویو

دانشجوی ترم چهارم  زبان و ادبیات فارسی (دانشگاه ملی لویو ایوان فرانکو، رشته خاور شناسی)

آثار علمی در زمینه شرق شناسی:

زمینه فعلهای درکی در زبان فارسی معاصر؛

معنی نشان " آتش "  در دین زرتشتی؛

تقسیم لغات درکتابهای درسی زبان فارسی برای خارجیان (فعلهای زمینه درکی)

http://persian.our-science.org.ua

northwarr@mail.ru

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 23:20  توسط ماشا و آکسانا  | 

ملاقات دانشجویان زبان فارسی شهر لووف با مسئول فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در کی یف

ملاقات دانشجویان زبان فارسی شهر لووف با مسئول فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در کی یف

 

اساتید و دانشجویان زبان و ادبیات فارسی شهر لووف اوکراین با مسئول فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران در کی یف ملاقات نمودند. در این ملاقات ابتدا مسئول فرهنگی سفارت در خصوص اهمیت زبان و ادبیات فارسی و تاریخچه و فرهنگ ایران صحبت کرده و دانشجویان را به تلاش هر چه بیشتر در جهت فراگیری زبان فارسی دعوت کرده و اظهار داشت: بخش فرهنگی سفارت همواره پشتیبان دانشجویان زبان فارسی خواهد بود و هر کمکی که از دست ما بر آید برای کمک به مراکز زبان فارسی و دانشجویان انجام خواهیم داد .

در ادامه این ملاقات خانم اولگا ماکسیموا استاد زبان فارسی نیز سخنانی را در خصوص وضعیت زبان فارسی در دانشگاه ایوان فرانکو ذکر کرده و دانشجویان را معرفی نمود. سپس هر کدام از دانشجویان خودشان را بزبان فارسی معرفی نمودند و خانم لیدا دزیوپینا اشعار سعدی شاعر بزرگ ایرانی را قرائت نمود.

در ادامه این ملاقات دانشجویان از کتابخانه سفارت بازدید بعمل آورده و با بخش های مختلف کتابخانه آشنا شدند .

در پایان این ملاقات برای تک تک دانشجویان هدایایی از جمله : کتاب فارسی ، لغتنامه اوکراینی - فارسی ، ساعت رومیزی ، تقویم ایرانی و... اهدا گردید .

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 16:13  توسط ماشا و آکسانا  |